قـرآن بجز مـدح عـلی آیـه نـدارد**********ایمـان بجز از حـب عـلی پـایه نـدارد

  گفتم بروم سایه مهرش بنشینم**********دیدم که علی نور بود سایه ندارد


چو نامه جرم ما به هم پیچیدند**********بردند و به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی**********ما را به محبت علی بخشیدند

چون در لحدم نکیر و منکر دیدند**********یک یک همه اعضای مرا بوئیدند

دیدند که زمن بوی علی می آید**********از امدنخویش خجل گردیدند

شبی در محفلی ذکر علی بود**********شنیدم عارفی فرزانه فرمود

اگر آتش به زیر پوست داری **********نسوزی گر علی را دوست داری

اگر مهر علی در سینه ات نیست**********بسوزی گر هزاران پوست داری